زنجیره تامین به چه معناست ؟

مدیریت زنجیره تأمین  به عنوان “طراحی، برنامه ریزی، اجرای، کنترل و نظارت بر فعالیت های زنجیره تأمین با هدف ایجاد ارزش خالص، ایجاد زیرساخت رقابتی، اعمال نفوذ در لجستیک در سراسر جهان، هماهنگ سازی عرضه با تقاضا و اندازه گیری کارایی در سطح جهانی، نقش مهمی در مدیریت زنجیره تأمین بازی می کند. برخی معتقدند “بعد مردم”، مباحث اخلاقی، ادغام درونی، شفافیت دید و مدیریت سرمایه انسانی، مدیریت استعداد موضوعی است که تاکنون در دستور کار تحقیقاتی قرار نگرفته است.
اگرچه اهداف مشابه مهندسی زنجیره تأمین را دارد، اما مدیریت زنجیره تأمین بر رویکرد سنتی و مدیریتی مبتنی بر تجارت متمرکز است، در حالی که مهندسی زنجیره تأمین بر روی یک مدل ریاضی تمرکز دارد.

ماموریت مدیریت زنجیره تامین

مدیریت زنجیره تامین، تکنیک هایی با هدف هماهنگی کلیه قسمتهایی از تامین مواد اولیه تا تحویل و یا از سرگیری محصولات، سعی دارد تا کل هزینه ها را با توجه به درگیری های موجود بین شرکای زنجیره ای به حداقل برساند. مثال: رابطه متقابل بین بخش فروش که مایل به داشتن سطح موجودی بالاتر برای تحقق مطالبات و انبارهایی که موجودی های پایین تر برای کاهش هزینه های نگهداری می خواهند، وجود دارد.
منشأ اصطلاح و تعاریف
در سال 1982، اسکار گومز، مشاور Booz Allen Hamilton در مصاحبه ای، اصطلاح “مدیریت زنجیره تأمین” را به حوزه عمومی معرفی کرد. در سال 1983 شرکت WirtschaftsWoche در آلمان برای اولین بار نتایج حاصل از یک پروژه اجرا شده و به اصطلاح ” مدیریت زنجیره تامین” را به رهبری وولفگانگ پرشچ منتشر کرد.

در رابطه با ابزار دیجیتال مارکتینگ چه میدانید؟


در اواسط دهه 1990، بیش از یک دهه بعد، اصطلاح “مدیریت زنجیره تأمین” هنگامی به وجود آمد که یک سری مقالات و کتابها در این زمینه به وجود آمد. در ابتدا زنجیره های تأمین شامل کلیه فعالیت های مرتبط با جریان و تبدیل کالاها از مواد اولیه به کاربر نهایی و همچنین جریان اطلاعات مرتبط بود. سپس مدیریت زنجیره تأمین بیشتر به عنوان ادغام فعالیتهای زنجیره تامین از طریق بهبود روابط زنجیره تأمین برای دستیابی به مزیت رقابتی تعریف شد.
در اواخر دهه 1990، “مدیریت زنجیره تامین”  به برجستگی رسید و مدیران عملیات با رشد یکنواخت این شاخه، شروع به استفاده از آن در عناوین خود کردند.

سایر تعاریف متداول در مورد مدیریت زنجیره تأمین 

مدیریت جریان هایی با ارزش افزوده بالادست و پایین دست از مواد، کالاهای نهایی و اطلاعات مرتبط بین تامین کنندگان، شرکت، فروشندگان و مصرف کنندگان نهایی.
هماهنگی منظم و استراتژیک کارکردها و تاکتیکهای تجاری سنتی در بین کلیه کارکردهای تجاری در یک شرکت خاص و در کل مشاغل موجود در زنجیره تامین، به منظور بهبود عملکرد بلند مدت شرکتهای انفرادی و زنجیره تامین به عنوان یک کل.
تعریف تمرکز بر مشتری توسط هینس، ارائه شده است: “استراتژی های زنجیره تأمین نیاز به نمای کلی سیستم ها از پیوندهای موجود در زنجیره ای دارد که با هم کار می کنند تا بتوانند رضایت مشتری را در نقطه پایانی تحویل به مصرف کننده ایجاد کنند.” در نتیجه، هزینه ها باید با استفاده از هزینه های غیر ضروری، حرکات و جابجایی در کل زنجیره کاهش یابد. تمرکز اصلی به راندمان و ارزش افزوده یا درک نهایی کاربر از ارزش تبدیل می شود. عملکرد متمرکز بر کارایی کل سیستم و توزیع عادلانه پاداش پولی برای کسانی است که در زنجیره تأمین هستند. سیستم زنجیره تأمین باید پاسخگوی نیاز مشتری باشد.

ادغام فرآیندهای کلیدی تجارت در زنجیره تامین به منظور ایجاد ارزش برای مشتریان و ذینفعان طبق اعلام شورای صنفی مدیریت زنجیره تأمین شامل برنامه ریزی و مدیریت کلیه فعالیت های مربوط به منابع تأمین، تهیه، تبدیل و مدیریت لجستیک می باشد. این برنامه همچنین شامل هماهنگی و همکاری با شرکای کانال است که ممکن است تأمین کننده، واسطه گر، ارائه دهندگان خدمات شخص ثالث یا مشتری باشند. مدیریت زنجیره تامین، مدیریت عرضه و تقاضا را در داخل و در سراسر شرکتها ادغام می کند. اخیراً، شبکه شلوغ و خود ساماندهی خود سازمانی مشاغل که برای ارائه کالاها و ارائه خدمات همکاری می کنند، موسسه توسعه یافته نامیده شده است.
زنجیره تأمین، برخلاف مدیریت زنجیره تامین، مجموعه ای از سازمان ها است که به طور مستقیم با یک یا چند جریان بالادست و پایین دست محصولات، خدمات، امور مالی یا اطلاعاتی از منبع به مشتری مرتبط می شوند. مدیریت زنجیره تامین، مدیریت چنین زنجیره ای است.
 

آشنایی با انواع تبلیغات محیطی مسیر شما را در راه رسیدن به هدف کسب و کارتان هموار تر میکند.

نرم افزار مدیریت زنجیره تامین

نرم-افزار-مدیریت-زنجیره-تامین

نرم افزار مدیریت زنجیره تأمین، شامل ابزارها یا ماژولهایی است که برای اجرای معاملات زنجیره تامین، مدیریت روابط تامین کننده و کنترل فرآیندهای تجاری مرتبط با آن استفاده می شود.
مدیریت رویدادهای زنجیره تأمین ، تمام  رویدادها و عواملی را که  می تواند  باعث اختلال در زنجیره تأمین شود ، در نظر می گیرد. با استفاده از SCEM، سناریوهای احتمالی ایجاد شده و راه حل هایی ابداع می شود.
در بسیاری از موارد، زنجیره تأمین شامل جمع آوری کالاها پس از مصرف مصرف کننده برای بازیافت است.


کارکرد مدیریت زنجیره تامین

مدیریت زنجیره تأمین یک رویکرد متقابل عملکردی است که شامل مدیریت جابجایی مواد اولیه به یک سازمان، جنبه های خاصی از پردازش داخلی مواد به کالاهای نهایی و حرکت کالاهای نهایی به خارج از سازمان و به سمت مصرف کننده نهایی است.

از آنجا که سازمانها تلاش می کنند تا بر صلاحیتهای اصلی تمرکز کنند و انعطاف پذیر تر شوند، مالکیت خود را از منابع مواد اولیه و کانال های توزیع کاهش می دهند. این کارکردها بطور فزاینده ای به سایر بنگاه های اقتصادی منتقل می شوند که می توانند فعالیت ها را بهتر یا با هزینه بیشتری انجام دهند. تاثیر آن این است که تعداد سازمانهای درگیر در برآوردن تقاضای مشتری افزایش یابد، ضمن اینکه کنترل مدیریتی را برای انجام عملیات لجستیکی روزانه کاهش می دهد. کنترل کمتر و شرکای زنجیره تأمین بیشتر منجر به ایجاد مفهوم مدیریت زنجیره تأمین می شود. هدف از مدیریت زنجیره تأمین، ارتقاء اعتماد و همکاری بین شرکای زنجیره تأمین و در نتیجه بهبود دید موجودی و سرعت حرکت موجودی است. پس از آن مجبوریم مقایساتی انجام دهیم و پس از آن باید دستور را تنظیم کنیم.


اهمیت مدیریت زنجیره تامین

اهمیت-مدیریت-زنجیره-تامین

سازمان ها، شرکت های مشاوره تبلیغات، ارگان ها و… به طور فزاینده ای متوجه می شوند که برای رقابت در بازار جهانی و اقتصاد شبکه ای باید به زنجیره های تأمین مؤثر یا شبکه ها اعتماد کنند. در پارادایمهای مدیریتی جدید پیتر دراکر، این مفهوم روابط تجاری فراتر از مرزهای شرکتهای سنتی گسترش یافته و به دنبال سازماندهی کل فرایندهای تجاری در سراسر زنجیره ارزش چندین شرکت است.
در دهه های اخیر، جهانی سازی، برون سپاری و فناوری اطلاعات بسیاری از سازمان ها، از جمله دل و هیولت پاکارد را قادر ساخته اند تا با موفقیت شبکه های عرضه مشارکتی را اداره کنند که در آن هر شریک تجاری تخصصی تنها بر چند فعالیت استراتژیک کلیدی متمرکز است. این شبکه عرضه بین سازمانی می تواند به عنوان شکل جدیدی از سازمان شناخته شود. با این حال، با تعامل پیچیده بین بازیکنان، ساختار شبکه نه به مقوله “بازار” و نه “سلسله مراتب” متناسب است. مشخص نیست که چه نوع عملکردی می تواند تاثیر ساختارهای مختلف شبکه تأمین را بر روی شرکتها نشان دهد و در مورد شرایط هماهنگی و مبادلات تجاری که ممکن است در بین بازیکنان وجود داشته باشد، کمی شناخته شده است. از دیدگاه سیستم ها، ساختار پیچیده شبکه می تواند به شرکتهای مؤلفه جداگانه تجزیه شود.
بطور مثال: به شکل سنتی، شرکت های دارای یک شبکه تأمین، روی ورودی ها و خروجی های فرایندها تمرکز می کنند و نگرانی اندکی در مورد مدیریت داخلی کارکنان دیگر بازیگران ندارند. بنابراین، انتخاب یک ساختار کنترل داخلی مدیریتی بر عملکرد شرکت محلی تأثیر می گذارد.
در قرن بیست و یکم، تغییرات در فضای کسب و کار به توسعه شبکه های زنجیره تأمین کمک کرده است. اول، به عنوان نتیجه جهانی شدن و گسترش شرکتهای چند ملیتی، سرمایه گذاریهای مشترک، اتحادهای استراتژیک و مشارکتهای تجاری، عوامل موفقیت قابل توجهی شناسایی شدند که فقط مکمل شیوه های “زودهنگام”، تولید ناب و شیوه های تولید چابک است.
دوم، تغییرات فناوری، به ویژه ریزش چشمگیر در هزینه های ارتباطات (مولفه قابل توجه هزینه های معامله) ، منجر به تغییراتی در هماهنگی اعضای شبکه زنجیره تامین شده است.

امروزه آشنایی با تبلیغات btl می تواند برند و کسب و مار شما را هرچه سریهتر به هدف اصلی آن برساند


بسیاری از محققان، ساختارهای شبکه تأمین را به عنوان یک شکل سازمانی جدید و با استفاده از عباراتی مانند، “شرکت مجازی” ، “شبکه تولید جهانی” و “سیستم تولید نسل بعدی” به رسمیت شناخته اند. به طور کلی، چنین ساختاری را می توان به عنوان “گروهی از سازمانهای نیمه مستقل، هرکدام با توانایی های خود تعریف کرد، که با اهداف تجاری خاص برای خدمت با یک یا چند بازار همکاری می کنند.
مدیریت زنجیره تأمین برای یادگیری سازمانی نیز مهم است. بنگاه هایی با زنجیره های عرضه گسترده تر از لحاظ جغرافیایی که به مراکز تجاری متنوعی پیوند می خورند، تمایل به نوآوری بیشتری دارند.
مدیریت زنجیره تامین به شدت از حوزه های مدیریت عملیات، لجستیک، تهیه و فناوری اطلاعات به چشم می خورد و تلاش می کند تا یک رویکرد یکپارچه را دنبال کند.
 

تحولات تاریخی مدیریت زنجیره تامین
شش حرکت عمده را می توان در تکامل مطالعات مدیریت زنجیره تأمین مشاهده کرد: 
ایجاد
 ادغام
جهانی سازی
 مراحل تخصصی یک و دو و سه

دوران خلقت مدیریت زنجیره تامین

اصطلاح “مدیریت زنجیره تامین” اولین بار توسط کیت الیور در سال 1982 ابداع شد. با این وجود، مفهوم زنجیره تامین در مدیریت، مدتها قبل  در اوایل قرن بیستم، به ویژه با ایجاد خط مونتاژ، از اهمیت بالایی برخوردار بود. از ویژگی های دوره مدیریت زنجیره تأمین می توان به نیاز به تغییرات در مقیاس بزرگ، مهندسی مجدد، کاهش اندازه ناشی از برنامه های کاهش هزینه و توجه گسترده به رویه های مدیریت ژاپنی اشاره کرد. با این حال، این اصطلاح پس از انتشار کتاب اصلی در مقدمه مدیریت زنجیره تامین در سال 1999 توسط جونیور، به چاپ رسید که بیش از 25000 نسخه منتشر كرد و به ژاپنی، چینی، روسی و کره ای ترجمه شد.

دوران ادغام مدیریت زنجیره تامین

این دوره از مطالعات مدیریت زنجیره تامین با توسعه سیستم های تبادل داده الکترونیکی  در دهه 1960 برجسته شد و از طریق دهه 1990 با معرفی سیستم های برنامه ریزی منابع سازمانی توسعه یافت. این دوره با گسترش سیستمهای مشارکتی مبتنی بر اینترنت، به قرن بیست و یکم ادامه یافت. دوره مدیریت زنجیره تامین از تکامل زنجیره تامین با افزایش ارزش افزوده و کاهش هزینه از طریق ادغام مشخص می شود.
زنجیره تأمین را می توان به عنوان مرحله 1، 2 یا 3 طبقه بندی کرد. در مرحله زنجیره تأمین نوع 1، سیستم هایی از قبیل تولید، ذخیره سازی، توزیع و کنترل مواد پیوندی ندارند و از یکدیگر مستقل هستند. در مرحله 2 زنجیره تامین، در یک طرح یکپارچه شده و برنامه ریزی منابع سازمانی  فعال شده است. زنجیره تأمین مرحله 3 از جمله مواردی است که به ادغام عمودی با تأمین کنندگان بالادست و مشتریان پایین دست می رسد. نمونه ای از این نوع، زنجیره تأمین تسکو است.

عصر جهانی شدن مدیریت زنجیره تامین

عصر-جهانی-مدیریت-زنجیره-تامین

این سومین حرکت توسعه مدیریت زنجیره تأمین است، عصر جهانی شدن، با توجه به سیستمهای جهانی روابط تامین کننده و گسترش زنجیره تأمین فراتر از مرزهای ملی و سایر قاره ها، می تواند مشخص شود. اگرچه استفاده از منابع جهانی در زنجیره تأمین سازمانها را می توان در چند دهه گذشته جستجو کرد (به عنوان مثال، در صنعت نفت) ، اما در اواخر دهه 1980 نیست که تعداد قابل توجهی از سازمان ها، ادغام منابع جهانی را در تجارت اصلی خود آغاز کردند. این دوره با جهانی سازی مدیریت زنجیره تامین در سازمان ها با هدف افزایش مزیت رقابتی، افزودن ارزش و کاهش هزینه ها از طریق منابع جهانی مشخص می شود.

عصر تخصص (مرحله اول): تولید و توزیع برون سپاری

در دهه 1990، شرکت ها شروع به توجه به “صلاحیت های اصلی” و تخصص نمودند. آنها ادغام عمودی را رها کردند، عملیات غیر هسته ای را فروختند و این عملکردها را به شرکت های دیگر واگذار کردند. این الزامات مدیریتی تغییر یافت، زیرا زنجیره تأمین فراتر از دیوار شرکت و مدیریت در سراسر مشارکتهای زنجیره تامین توزیع شده است.
این انتقال همچنین چشم اندازهای اساسی هر سازمان را مورد استفاده مجدد قرار داد. تولید کنندگان تجهیزات اصلی به صاحبان برندهایی تبدیل شدند که به عمق منبع تأمین نیاز به دید دارند. آنها مجبور بودند کل زنجیره تأمین را از بالا کنترل کنند.

مدل تخصصی ایجاد شبکه های تولیدی و توزیعی متشکل از چندین زنجیره تأمین شخصی برای تولید کنندگان، تأمین کنندگان و مشتریانی است که برای طراحی، ساخت، توزیع، بازاریابی، فروش و خدمات یک محصول با یکدیگر همکاری می کنند. این مجموعه از شرکاء ممکن است با توجه به یک بازار، منطقه یا کانال خاص تغییر کند و منجر به گسترش محیط های شریک تجاری شود، که هر کدام ویژگی ها و خواسته های منحصر به فرد خود را دارند.

عصر تخصص (مرحله دوم): مدیریت زنجیره تامین به عنوان یک سرویس

تخصص در زنجیره تامین از دهه 1980 با شروع کارگزاران حمل و نقل، مدیریت انبار (انبار و موجودی) و شرکتهای غیر انتفاعی مبتنی بر دارایی آغاز شد و فراتر از حمل و نقل و لجستیک به جنبه های برنامه ریزی تأمین، همکاری، اجرای و … رسیده است.
نیروهای بازار گاهی اوقات در نقش خود به عنوان مؤلفه های شبکه های زنجیره تأمین، تغییرات سریع را از تامین کنندگان، ارائه دهندگان تدارکات، مکانها یا مشتریان می خواهند. این تغییرپذیری، تاثیرات قابل توجهی در زیرساخت های زنجیره تأمین دارد، از لایه های پایه ایجاد و مدیریت ارتباطات الکترونیکی بین شرکای تجاری گرفته تا الزامات پیچیده تر مانند پیکربندی فرآیندها و جریان کار که برای مدیریت خود شبکه ضروری است.
تخصص زنجیره تامین، شرکتها را قادر می سازد تا صلاحیتهای کلی خود را به همان روشی که تولید و توزیع برون سپاری انجام داده است بهبود بخشد. به آنها اجازه می دهد تا بر مهارت های اصلی خود متمرکز شوند و شبکه هایی از شرکای خاص و بهترین کلاس را جمع کنند تا به زنجیره ارزش کلی کمک کنند، در نتیجه عملکرد و کارایی کلی را افزایش می دهد. توانایی به سرعت به دست آوردن و بکارگیری این تخصص، در حوزه زنجیره تأمین بدون ایجاد و حفظ صلاحیت کاملاً منحصر به فرد و پیچیده در خانه، دلیل اصلی دستیابی به تخصص زنجیره تأمین است.
فناوری برون سپاری برای راه حل های زنجیره تأمین در اواخر دهه 1990 آغاز شد و بیشتر در مقوله های حمل و نقل و همکاری ریشه دارد.

آیا میدانید ملل رسانه از برترین شرکت های طراحی غرفه های نمایشگاهی در این صنعت می باشد؟

مدیریت زنجیره تامین در دوره جدید

با تکیه بر جهانی سازی و تخصص، اصطلاح مدیریت زنجیره تامین، برای توصیف هر دو تغییر در زنجیره های تأمین و همچنین تکامل فرآیندها، روش ها و ابزارهایی برای مدیریت آنها در این “دوره جدید” ابداع شده است. محبوبیت روزافزون سکوهای مشارکتی با افزایش پلت فرم همکاری زنجیره تأمین، که چندین خریدار و تامین کننده را با موسسات مالی متصل می کند، برجسته می شود و آنها را قادر می سازد تا معاملات مالی زنجیره تأمین خودکار را انجام دهند.
به طور مثال یکی از راه های مدیریت زنجیره تامین، وب 2.0، است. وب 2.0، گرایشی در استفاده از شبکه جهانی وب است که به منظور افزایش خلاقیت، به اشتراک گذاری اطلاعات و همکاری بین کاربران است. در اصل آن، ویژگی مشترک وب 2.0 کمک به هدایت اطلاعات گسترده موجود در وب است تا بتوانید آنچه را که خریداری می شود پیدا کنید. این مفهوم یک مسیر قابل استفاده است. SCM 2.0 این عملکرد را در عملیات زنجیره تامین تکرار می کند. این مسیر به نتایج ترکیبی از فرآیندها، روش ها، ابزارها و گزینه های تحویل جهت هدایت شرکت ها به سرعت به عنوان نتایج پیچیده و سرعت زنجیره تأمین به دلیل رقابت جهانی افزایش می یابد. مانند: نوسانات سریع قیمت؛ تغییر قیمت نفت؛ چرخه عمر کوتاه محصول؛ تخصص پیشرفته. نزدیک ، دور و دور افتاده؛ و کمبود استعداد.

6 مولفه اصلی مدیریت زنجیره تامین

1.    برنامه ریزی
2.    یافتن منابع
3.    ساخت
4.    تحویل
5.    عودت

برنامه ریزی:

 شرکت ها باید کلیه منابع مورد نیاز برای تامین نیاز مشتری برای محصول یا خدمات خود را برنامه ریزی و مدیریت کنند. آنها همچنین باید زنجیره تأمین خود را طراحی کرده و سپس تعیین کنند که کدام معیارها برای استفاده از زنجیره تامین کارآمد و موثر، ارزش را به مشتریان ارائه می دهد و اهداف شرکت را برآورده می کند.

یافتن منابع: 

شرکتها برای تهیه کالاها و خدمات مورد نیاز برای ایجاد محصول خود باید تامین کننده را انتخاب کنند. بعد از اینکه تأمین کنندگان قرارداد بستند، مدیران زنجیره تامین از راه های مختلفی برای نظارت و مدیریت روابط تامین کننده استفاده می کنند. فرآیندهای اصلی شامل سفارش، دریافت، مدیریت موجودی و مجوز پرداخت تأمین کننده است.

ساخت: 

مدیران زنجیره تامین فعالیتهای مورد نیاز برای پذیرش مواد اولیه، تولید محصول، تست کیفیت، بسته حمل و نقل و برنامه تحویل را هماهنگ می کنند. اکثر شرکتها کیفیت، میزان تولید و بهره وری کارگران را اندازه می گیرند تا اطمینان حاصل کنند که شرکت محصولاتی را تولید می کند که مطابق با استانداردهای کیفیت باشد.

تحویل: 

که معمولاً به عنوان تدارکات خوانده می شود، شامل هماهنگی سفارشات مشتری، برنامه ریزی تحویل، ارسال بار، فاکتور گرفتن مشتریان و دریافت پرداخت می باشد. بسیاری از سازمانها، بخش بزرگی از روند تحویل را به سازمانهای ویژه واگذار می كنند، به ویژه اگر محصول، نیاز به رسیدگی ویژه داشته باشد یا به خانه مصرف كننده تحویل داده شود.

بازگشت: 

تهیه کننده برای بازگرداندن محصولات معیوب، اضافی یا ناخواسته، به یک شبکه پاسخگو و انعطاف پذیر نیاز دارد. اگر محصول ناقص باشد، مجدداً مورد استفاده مجدد قرار می گیرد یا می ریزد. اگر محصول به سادگی ناخواسته یا بیش از حد باشد باید برای فروش به انبار برگردانده شود.

فعال کردن: 

برای کارآیی کارآمد، زنجیره تأمین نیاز به تعدادی فرآیند پشتیبانی برای نظارت بر اطلاعات در سراسر زنجیره تأمین و اطمینان از پیروی از کلیه مقررات دارد. فرآیندهای امکان پذیر شامل امور مالی، منابع انسانی، فناوری اطلاعات، تسهیلات، مدیریت پرقدرت، طراحی محصول، فروش و تضمین کیفیت می باشد.

مثالهایی برای مدیریت زنجیره تامین

Walmart و P&G در اواخر دهه 1980 با هم همکاری کردند و نمونه بارز همکاری زنجیره تأمین هستند. پیش از این که این دو شرکت کار خود را برای اتصال زنجیره های عرضه ی خود آغاز کنند، خرده فروشان و تولید کنندگان اطلاعات کمی در اختیار داشتند. پس از آنکه والمارت و و P&G، نشان دادند که اطلاعات مشترک باعث کاهش هزینه می شود، سایر خرده فروشان تمایل بیشتری برای در نظر گرفتن این احتمال داشتند. در اوایل دهه 1990، والمارت سیستم خرده فروشی خود را رسماً رسمیت داد و خرده فروشان دیگر را نیز برای برقراری ارتباط (با گفته های مسلح قدرتمند) متوقف كرد.
با گذشت زمان ، سیستم POS والمارت توانست فروش محصولات P&G فردی را در هر فروشگاه جمع کند. هنگامی که POS اعلام کرد موجودی برای یک محصول خاص به یک آستانه از پیش تعیین شده کاهش یافته است، مرکز توزیع والمارت برای ارسال کالای اضافی به فروشگاه اطلاع رسانی کرد. از آنجا که میزان موجودی در مرکز توزیع والمارت کاهش یافت، مرکز توزیع P&G به طور خودکار به انتقال و واردات و صادرات کالای اضافی هشدار داد.
امروز، این جریان مداوم اطلاعات به P&G کمک می کند تا تعیین کند چه زمانی تولید و حمل محصولات به والمارت انجام می شود. با اجتناب از میزان بیش از حد تولید و با اتوماسیونی کردن مراحل صدور صورتحساب و پرداخت، هر دو شرکت از صرف هزینه های کمی برخوردار شدند.
در آخر مدیریت زنجیره تامین، شامل تمام فعالیت هایی است که موجب ایجاد ارزش در کالاها می شود.